تبلیغات
♩♫Mind Of Mine♩♫ - ✩99✩


یه وقتایی هست که از همه چیز متنفر میشم
از هرچیزی که توی این دنیا وجود داره...
یه گوشه از اتاقم میشینم و شروع میکنم 
به تنفر ورزیدن به هرچیزی که دورو برمه...
 کوچیک یا بزرگ...
به این فکر میکنم که چرا زندگیم منصفانه نیست
اطرافیانم بهم تشر میزنن که ناشکر نباش تو خیلی چیزا داری
اما اونا نمیفهمن من هیچوقت نخواستم اوضاع اینجوری باشه
فقط میخواستم یه چیز متفاوت درونم داشته باشم
دوست ندارم جزوی از اون ادمای مزخرف و حوصله سر بر باشم
میخوام تجربه های جدید و به اغوش بکشم و هر ریسکی رو بپذیرم.
نمیخوام کسی باشه که فقط نگاه میکنه
میخوام کسی باشم که اون کارو انجام میده...
اما همه ی اینا رو به وضوح ازم دریغ میکنن
هرچیزی که ارزوشو دارم...
چیزایی که فقط اجازه دارم حسرتشونو بخورم و راجبشون توی خوابام رویا پردازی کنم...
پس یه گوشه کز میکنم و از زندگی متنفر میشم...
از این لبخندای زود گذر و خوشحالیای تصنعی...
درنهایت متوجه میشم کسی نیست که درکم کنه و خودمم ضعیف تر از اونیم که بتونم تغییری ایجاد بکنم.
پس درحالی که سایه های تاریکی درونم رشد میکنه و بزرگ و بزرگ تر میشه
یه نفس عمیق میکشم و یه لبخند به پهنایِ صورتم میزنم
لبخندی که توش نشانه هایی از سیلاب اشکای نریخته و بغض هاییه که توی گلوم خفه شدن...
لبخند میزنم و به جلو حرکت میکنم...
به سمت پوچی بینهایت...


برچسبها: متن.دلنوشته.دپ.عکس سیاه سفید.تکست انگلیسی.عکس نوشته.عکس انگیلیسی.
نوشته شده در سه شنبه 10 مرداد 1396ساعت 07:00 ق.ظ توسط PARNIA _S نظرات() |




مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ