تبلیغات
♩♫Mind Of Mine♩♫ - ✩89✩
♩♫Mind Of Mine♩♫

♛STORY OF MY LIFE♕

سلوم^_^
با بدبختیای مدرسه چطورین؟ :|
هعی بگذریم...
مهر هم با تموم سختیاش تموم شد
خدا کنه بقیه ی سال همینطوری زود بگذره...

+چند روز پیش تولد خواهرم بود 
8 سالش شد ^__^
رفته بودیم اسباب بازی فروشی تا براش کادو بخریم
وقتی اسباب بازیا و عروسکارو دیدم یهو دلم خواست برگردم به بچگیام :|
تا بتونم یه بار دیگه با خرگوشای پشمی و خرسای چاقم بازی کنم
یا به خاطر یه عروسک جدید کلی التماس کنم 
با خودم فکر کردم چقد زود گذشت
چیشد که اینقدر بزرگ شدم
مگه قرار نبود همیشه دختر لوس و ننر مامان بابام بمونم
البته یکم برای فک کردن به این چیزا واسم دیره 
مثلا 16 سالمه -.-
ولی از درون همیشه یه دختر 4 ساله میمونم :)

+اخر هفته با 4تا از دوستام رفتیم تاتر
کلا یه اوضاعی بود @_@
ما ردیف اخر نشسته بودیم
من و یکی از دوستام که همش در حال تیکه انداختن و مسخره بازی بودیم
یکی دیگه که فقط تو گوشیش بود
فقط یه نفرمون مثله ادم نشسته بود نگاه میکرد:|
اخرشم رفتیم با بازیگرا یه گپی زدیم و سلفی دسته جمعی گرفتیم
درکل خیلی حال داد ^__^
هر از گاهی ادم به این تفریحا و دل خوشیا نیاز داره :)

+به نظرتون مزخرفترین درس چیه؟
صددرصد امادگی دفاعی :|
با منم بحث نکنید :|||

تا سخنی دیگر بدرود :|
همون بای :/ ^_^

 

موضوعات مرتبط: حرفای من


برچسبها: تاتر.تولد.عروسک.کودکی.گربه.امادگی دفاعی.مدرسه.
نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1395ساعت 12:33 ق.ظ توسط PARNIA _S نظرات()|





مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ