تبلیغات
♩♫Mind Of Mine♩♫


پرنیا هستمcafe-webniaz.ir

اینجا افکار و روزمرگی هامو مینویسمcafe-webniaz.ir

کامنت و لینک جبران میشهcafe-webniaz.ir


به دنیای یه دختر عجیب خوش اومدین...cafe-webniaz.ir

  cafe-webniaz.ir:Words Box cafe-webniaz.ir
 

 cafe-webniaz.ir cafe-webniaz.ir cafe-webniaz.ir cafe-webniaz.ir

hearts dont feel the same

and names we like to say

change with time and age

   cafe-webniaz.ircafe-webniaz.ircafe-webniaz.ircafe-webniaz.ir 




  


+ بعضی وقتا، بعضیا رو که میبینم
دلم میخواد موهامو از دوطرف بگیرم محکم بکشم
که سرم از وسط نصف بشه مغزم با کلی خون بپاچه بیرون
والا به مولا -_- 
کصافط چندشم خودتونید :|

+وقتی که میخواستم موهامو کوتاه کنم همه مخالف بودن
میگفتن حیفه موهاتو کوتاه کنی و از این حرفا
حالا که موهامو کوتاه کردم همه میخوان موهاشونو کوتاه کنن
خب آدم یکاری میکنه شما جوگیر نشید دیگه -__-

+ چرا کسی آهنگ جدید نمیده بیرون :"(


اون گوشه وب یه لینک پیام ناشناس هست
برید توی سایتش هر حرفی که دارید بزنید منم تو وب جوابشو میدم
دکوری نیستش که فقط نگاهش میکنید :|

بعدم جدیدا یه جوری نظر نمیدید که انگار تقصیر منه که 
اول مهر از رگ گردن به شما نزدیکتر است :|
من بی تقصیرم بخداا دوتا دونه نظر بدید خب:/

+قالبمو دوست داشتم تا وقتی که دیدم 
یه وب مزخرف قالبش مثله ماله منه :|||||

+یه نصحیت از من به شما
هیچوقت انیمه مورد علاقتونو به دوستتون که اوتاکو نیست
نشون ندید چون بدجور میزنه تو ذوقتون -_-

+ لعنت به مسافرت یهویی ...
لعنت به ساک جمع کردن...

+ عفت کلامم چی شد؟ :/
این بود آرمان های امام؟؟؟؟ :|

+ بروبچ اگر بار گران بودیم و رفتیم :")



  


کمتر از چند هفته دیگه ماه مهر میرسه و بدبختی های خیلی هامون 
به عنوان دانش اموزای مملکت شروع میشه :"<
البته واکنش های متفاوتی نسبت به شروع شدن مدارس وجود داره
بعضیا مثل من و خیلیای دیگه عزا میگیرن و به این فکر میکنن که چرا این 3 ماه تابستون
اینقدر زود گذشت و چرا هیچ غلط خاصی نکردن
یه سری افراد دیگه با کلی ذوق مرگی منتظر شروع شدن مدرسه ها هستن
این دسته از افراد همونایی هستن که توی مدرسه با همه معلما و کادر دفتری به قول خودشون رفیقن و کل مدرسه واس اوناس کلا :| اینا همونایی ان که بهشون پاچه خوار گفته میشه 
خیلی دورو بر اینا نگردید مریضیشون مسریه :| ممکنه به شمام سرایت کنه
یه گروه دیگم کلا حس خاصی ندارن نسبت به شروع شدن مدرسه ها 
چون کلا قرار نیست حرکت مخصوصی بزنن ،همون وضعیت روتینشون رو ادامه میدن 
اینا همونایی ان که اگه ولشون کنی بدون کیف میان مدرسه و سر کلاسا همیشه خوابن :|
و هیچوقت نتونستن واسه امتحان اماده بشن چون شب قبلش تا صبح در پارتی بسر میبردن :/
و دسته اخر اونایین که توی تابستون حتی یه لحظه هم کتابو از خودشون دور نکردن و همواره در حال خر زدن واسه سال تحصیلی اینده بودن تا بتونن بدون هیچ کم و کاستی سر کلاسا حاظر بشن  که بنده از اینجا 
به همشون خسته نباشید میگم بالاخره اینده این مملکت دست همیناست دیگه :|

+ اگه با دوستاتون توی یه مدرسه هستین و میتونید بازم کنار هم باشین
باید بگم که خیلی خوش شانس هستید و برید قدر این لحظه هایی که با همید رو بدونید
یکی مثله من به دلایل مزخرفی نمیتونه با دوستاش توی یه مدرسه باشه 
و بین یه مشت آدم نچسب گیر افتاده آرزوش اینه که یبار دیگه با دوستاش سر یه کلاس بشینه...
بنظرم اگه بتونم امسال از لحاظ روحی و روانی سالم بمونم واقعا هنر کردم
چون درسامون مثله چی سخته هم اینکه باید هم کلاسی هامو 
که ترجیح میدم حرفی راجبشون نزنمو تحمل کنم... -__-
واکنش من نسبت به افراد توی مدرسمون دقیقا اینه ~>کلیک
ترجیح میدم محتواشو ترجمه نکنم :|
خلاصه که برم از الان حلوامو پخش کنم :")

+ شما چه حسی نسبت به شروع شدن مدرسه ها دارید؟





  


تولدت مبارک کیوت ترین و جذاب ترین ددی دنیا
24 سالگیت مبارک ^__^


  


سلام گایز ^_^
یه مدت خیلی کوتاهی نبودم
که بنظر خودم خیلی زیاد بود :|
بدجور معتاد شدم، توی مدرسه ها دیگه بدبختم :"(
این چند روز با دختر عمه های گرامیم رفته بودیم قشم بگردیم
جای همتون خالی کلی خوش گذشت :)
قشم به طور خیلی عجیبی خلوت بود،اصن مگس پر نمیزد:|
همه رفتن مسافرت شمال احتمالا
خلاصه که ما کلی خرید کردیم و گشتیم
هوا اونقدر که فکر میکردم گرم نبود و شبا کنار ساحل خنک بود
خلاصه یه شب رفتیم ساحل نشستیم رو نیمکت
یه باد خنکی می وزید اصن روح و روان آدمو نوازش میکرد
یهو یکی از دخترعمه هام شروع کرد به خوندن آهنگ"دریا"
 از "نیما چهرازی" ،"دریا اولین عشق مرا بردی..."
هممون شروع کردیم خوندن باهاش 
ولی ادامشو دیگه بلد نبودیم :|
واسه اینکه کم نیاریم همینجوری ادامه دادیم...
"دریا دومین عشق مرا بردی...
دریا سومین عشق مرا بردی..."
همینجوری چرت و پرت میخوندیم و خوش بودیم واسه خودمون :)

+بعدا یه سری از عکسای خریدامو میذارم شمام فیض ببرید
چشم مامان بابامو دور دیدم کلی لوازم آرایش خریدم ^_^
دختر است دیگر... :|

+ گیف بالا رو موقع رفتن به قشم توی شناور گرفتم
اینقدر موج میزد این شناورم مثله ترن بالا پایین میشد :))
یکی از دخترعمه هام گفت چرا این ملوانه اینجوری میرونه؟
منم گفتم موجه دیگه دست انداز نیست که از روش آروم رد بشه:/

+شما مسافرت رفتید یا میخواید برید؟
کجاها رفتید؟ خوش گذشت بهتون؟ :)





  

چند روز پیش یکی از دوستان ازم پرسید
چرا توی شبکه های اجتماعی عکس خودتو نمیذاری
در جوابش فقط شونه هامو بالا انداختم
راستش سخت بود برام که بگم از خودم بدم میاد
گفت تو که خوشگلی چه مشکلی با قیافت داری؟
بعدشم شروع کرد به تعریف از اجزای صورتم و مثلا میخواست
که اعتماد بنفسمو بیشتر کنه...
نمیتونستم بگم که مشکلی با قیافم ندارم
از خودم بدم میاد...
مشکل اصلیم توی زندگیم خودمم...
...I hate myself


  


???Vas Happnin guys
این روزا عجیب معتاد مانهوا خوندن شدم
یکیشون که معروف تره رو معرفی میکنم شمام بخونیدش
شاید خوشتون اومد :)

خلاصه مانهوا:
"یونبوم"، یه پسر غیراجتماعی و ساکت
عاشق یکی از هم دانشگاهی های پرطرفدار و خوش قیافه ش
"سانگوو" شده. 
یونبوم همیشه سانگوو رو تو جاهای مختلف تعقیب میکرده
و بیشتر و بیشتر شیفته ی اون میشده.
یه روز تصمیم میگیره یواشکی بره خونه ی سانگوو
بعد از کلی درگیری موفق میشه که وارد خونه ی سانگوو بشه
ولی اونجا چیزایی میبینه که با سانگووی که توی رویاهاش میدید خیلی فرق داشت...

 نظر من:
خب بذارید بهتون بگم
با خوندن این مانهوا هیچوقت خود قبلیتون نمیشید
یه فضای دیوونه واری توی این مانهوا وجود داره
اگه از قتل،خون،جسد و حس وحشت و اضطراب بدتون میاد
اصلا سمتش نرید ، ولی اگه مثل من عاشق موارد بالایید 
این مانهوا رو حتما بخونید 
چون قراره حسابی غافلگیر بشید :)
داستان جوریه که باعث میشه احساساتتون باهم حسابی قاطی بشه
تنفر،ترس،درد و همینطور عشق رو باهم تجربه میکنید 

تاحالا 31 چپتر ازش اومده
ترجمه انگلیسی این مانهوا رو میتونید توی سایت
مانگا فاکس بخونید. *البته باید با فیلترشکن برید*
ترجمه ی فارسیشو هم میتونید از چنل yaoiiworld@ دانلود کنید
(; That was all.Bye 


  


این چند روز احساس میکنم خودم نیستم
انگار قراره یه اتفاق بزرگ بیوفته
بعضی چیزا دارن عوض میشن
و از این تغییرات اصلا خوشحال نیستم
دردناکه... اینکه میبینم هرلحظه داره بیشتر ازم دور میشه
من یه احمقم،به کسایی که دوستشون دارم بیشتر صدمه میزنم
ولی واقعا دست خودم نیست...
ازت میخوام سرزنشم کنی
اینقدر سرسری ازش رد نشو
بیا یجوری این گندی که زدیمو درستش کنیم
توقع زیادی ازم داری
من قطعا ادم کاملی نیستم و نمیتونم اونی باشم که تو میخوای
 به زمان نیاز دارم که با خودم کنار بیام
ولی تو شونتو بالا میندازی و میگی مشکل خودته
فکرای ازاردهنده سراغم میان...
من توی هر سختی ایی کنارت بودم
ولی تو بیخیال از کنارم رد میشی...
دریغ از ذره ایی تلاش برای نجات دادنم از این مرداب
....


  

,nkkhkhvhv


این لعنتی اینقد خوبه که دوست دارم
از روش یه سریال بسازن :))
توی این انیمیشن کوتاه یه عشق متفاوتو میبینید
یه پسر مو فرفری خجالتی
که عاشق یکی از همکلاسیای پسرش شده
خودش میدونه که این احساسش اشتباهه
اما جلوی قلبو که نمیشه گرفت :)
طی یه سری جریانات که خودتون میبینید 
بقیه متوجه اون احساسات پسر میشن 
و شروع میکنن به قضاوت کردن و طرد کردن پسر...
این انمیشن میخواسته که از همجنسگراها حمایت کنه 
و سختی هایی و ترس هاشونو از قضاوت مردم نشون میده
البته الان مردم اگاه تر شدن ولی خب هنوزم یه سری افراد 
بدون هیچ اطلاعاتی از این موضوعات اظهار نظر میکنن و همجنسگراها رو کثیف میدونن
خیلی از سلبریتی ها مثل هالزی،مایلی،ادام لمبرت و...
ازشون حمایت میکنن که بنظرم خیلی خوبه
و باعث میشه اونا توی جامعه احساس راحتی بکنن
بنظر من عشق عشقه و فرقی نداره بین کی یا چی باشه
مهم اون احساس افراده
یکی از همکلاسیام که بدجور فکر میکرد علامه دهره
میگفت همجنسبازا مریض جنسین
چون فقط دنبال روابط اونجورین
تازه توی اسلامم حرامه...
بهش گفتم ببین
اولا همجنسگرا 
دوما کی گفته اونا مریضن؟ فقط تمایلاتشون فرق داره
بعدش یه عالمه دختر پسر معمولی هستن
که دنبال اونجور روابطن 
واسه اونا مشکل نداره یعنی؟
همجنسگراهام ادمن خب قطعا یه سری نیازایی دارن
ولی نمیتونی بگی همشون هوس بازن
براش کلی دلیل منطقی اوردم اخرشم گفت
به هر حال ادمای چندشین
میخواستم بهتون بگم که یکم راجب این مسئله فکر کنید
یکم تحقیق کنید. باور کنید دلیلی نداره از اونا متنفر باشید
بذارید اونا هم مثل یه ادم عادی زندگیشونو داشته باشن 
و بدون هیچ ترسی عشقشونو ابراز کنن. :)

+جدا از این مسائل جدی
خدایی این ویدیو کیوت نیست؟؟؟ ^_^
صدبار دیدمش ولی هربار گوگولی تر از قبل میشه:)

Love Is Love


  


+به یکی احتیاج دارم که دستمو بگیره
لبخند بزنه و بگه احمق تا وقتی که من هستم
نمیذارم هیچ چیز ناراحتت کنه :)

+از خودم متنفرم
صدبار قالب وبمو عوض کردم
هنوزم نتونستم یه چیز بدردبخور پیدا کنم -_-

+اه این زندگی مسخرشو در اورده 
شیطونه میگه منم مسخرمو در بیارم روش کم شه ://

+وقتایی که زیر فشار زندگی دارم کم میارم
تنها چیزی که لازم دارم یه بستنیه که همه ی غمامو فراموش کنم
اصلا از قدیم گفتن بستنی بر هر درد بی درمانی دواست ^__^

+احساس میکنم 24 ساعت واسه فیلم دیدن و ول گشتن کمه:|

+یک عدد سامر لاو نیازمندیم :"

+ ای کاش وبلاگم یه ادم بود و بعضی وقتا دعوتش میکردم
تا باهم چایی بخوریم و به سختی لبخند بزنیم...
*مت*

+ به طرز فجیعی احساس پیرزن بودن میکنم :|
یعنی وبلاگ نویس هم سن من یا بزرگتر نیست؟
یعنی من الان یه جورایی فسیل شدم؟ :/

+ اهنگ جدید وبو حتما گوش بدید :)))


  


نمیدونم این چند روز چیشده
که هی میام به وبم سر میزنم
یه چیزی اپ میکنم و میرم
میدونید کلا نوشتن یه حس خاصی بهم میده...
یه نفس عمیق میکشم
یه چیزی رو میارم توی ذهنم
انگشتامو روی صفحه کیبورد تکون میدم و شروع میکنم
به تایپ کردن...
واقعا مهم نیست که چی مینویسم
فقط روی حروف تمرکز میکنم که کنار هم قرار میگیرن و اروم اروم
کلماتو تشکیل میدن 
و کلماتی که یه جمله رو میسازن...
مثل این میمونه دنیای اطرافم محو میشن
فقط منم و صدای تق تق کیبوردم...
و موزیک ارومی که در حال پلی شدنه 
که باعث میشه بیشتر توی این حس و حال غرق بشم
درسته که خوندن کتاب منو به یه جای جادویی میبره
اما نوشتن باعث ارامش روحم میشه
با نوشتن خودم میتونم یه جادو رو بوجود بیارم
نوشتن کمکم میکنه...
وقتایی که حتی حوصله ی خودمو ندارم
این نوشتنه که ارومم میکنه
میتونم توی دست نوشته هام همه چیزو سرزنش کنم
کلی غرغر کنم و خودمو سبک کنم
یا هیجانمو با نوشتن کنترل کنم
مثل این میمونه که گم شدم
اما نوشتن کمکم میکنه که خودمو پیدا کنم...

+صدمین چرت و پرتم :)


  


یه وقتایی هست که از همه چیز متنفر میشم
از هرچیزی که توی این دنیا وجود داره...
یه گوشه از اتاقم میشینم و شروع میکنم 
به تنفر ورزیدن به هرچیزی که دورو برمه...
 کوچیک یا بزرگ...
به این فکر میکنم که چرا زندگیم منصفانه نیست
اطرافیانم بهم تشر میزنن که ناشکر نباش تو خیلی چیزا داری
اما اونا نمیفهمن من هیچوقت نخواستم اوضاع اینجوری باشه
فقط میخواستم یه چیز متفاوت درونم داشته باشم
دوست ندارم جزوی از اون ادمای مزخرف و حوصله سر بر باشم
میخوام تجربه های جدید و به اغوش بکشم و هر ریسکی رو بپذیرم.
نمیخوام کسی باشه که فقط نگاه میکنه
میخوام کسی باشم که اون کارو انجام میده...
اما همه ی اینا رو به وضوح ازم دریغ میکنن
هرچیزی که ارزوشو دارم...
چیزایی که فقط اجازه دارم حسرتشونو بخورم و راجبشون توی خوابام رویا پردازی کنم...
پس یه گوشه کز میکنم و از زندگی متنفر میشم...
از این لبخندای زود گذر و خوشحالیای تصنعی...
درنهایت متوجه میشم کسی نیست که درکم کنه و خودمم ضعیف تر از اونیم که بتونم تغییری ایجاد بکنم.
پس درحالی که سایه های تاریکی درونم رشد میکنه و بزرگ و بزرگ تر میشه
یه نفس عمیق میکشم و یه لبخند به پهنایِ صورتم میزنم
لبخندی که توش نشانه هایی از سیلاب اشکای نریخته و بغض هاییه که توی گلوم خفه شدن...
لبخند میزنم و به جلو حرکت میکنم...
به سمت پوچی بینهایت...



  


آهنگ Something Big از shawn mendes
بدجور به ادم جو میده 
فقط حال میده باهاش داد بزنی و بخونی
حتما گوش بدین
متن اهنگ ادامه مطلبه


  مــتــن آهـــنــگ


ســلاااام :)))
روزگارتون چطوری میگذره؟
من که توی عمرم اینقدر فعالیت نداشتم :|
روزای زوج میرم باشگاه جودو
حسابی به زمین کوبیده میشم 
و کبود برمیگردم خونه
البته حال میده به من :)
سه شنبه ها هم میرم کلاس گیتار
اونجا هم پدر بند انگشتام در میاد
الان دست و پا شکسته بلدم یه چیزایی بزنم
این وسطا هم یا کتاب میخونم
یا سریال و انیمه میبینم
یه وقتایی ام با دوستام میرم بیرون
خلاصه تابستونم یه جورایی تکمیله...

+ روز دختر که بود 
مامان و بابام به خواهرم کادو دادن
گفتم پس من چی؟
بابام : میخواستی خودتو شبیه پسرا نکنی
من: نامردااا :(
(دستی به کله اش میکشد و نبود موهای تابدارش را حس میکند)

بله موهامو پسرووونه ی کوتاه کردم
همه دیگه با پسرا اشتباه میگیرنم :|
مخصوصا وقتی فرفریای جلوی موهام میریزه تو صورتم
تقریبا موهام تو فاز مدل موهای قدیمای هریه
فقط موهای من پشتش کوتاهه و جلوش یکم بلندتره

+ امروز با یکی از دوستام رفتیم تئاتر
تئاترش بد نبود
اما بغل دست من یه بچه ای با باباش نشسته بود
حالا وسط صحنه ها حساس یا بچهه سوال میکرد
یا یه چیزی می پروند
خلاصه اعصاب منو هی خط خطی میکرد
یکی نبود بهش بگه عاخه بچه جان
تو بشین عموپورنگتو نگا کن
پاشدی اومدی تئاتر که چی بشه؟؟؟ :/

+اهنگ جدید لویی و بی بی رکسا
BACK TO YOU عاااالیه
حتما گوش بدید

+ دوست عزیز
کپی کردن بعضی از عکسا بس نبود
حالا اومدی اسم وبو کپی میکنی؟
خدایی کی اول اسم وبشو گذاشته بود
MIND OF MINE ???
یا عوضش کن یا مجبور میشم جدی تر برخورد کنم.
نکنید دیگه عجب گیری افتادیم
خوبه خودت گفتی کپی حرامه ://
کپی نکنید که همانا خدا کپی کنندگان را دوست ندارد :|
اصن میخوای بیا خودمم کپی کن ببر تو وبت پیست کن :|
این اعصاب داغون منو داغونترش نکنید
مرسی، اَه -__-




  


مجموعه انتخاب

the selection 

نویسنده: کایرا کاس
مترجم: رباب پورعسگر

انتشارات بهداد

خلاصه پشت جلد کتاب:

رقابت انتخاب، برای سی و پنج دختر شانس به‌ دست آوردن یک عمر زندگی است.

فرصت فرار از زندگی‌ای که از زمان تولد برایشان تعیین شده است.

 مهلتی که بتوانند در دنیای لباس‌های پر زرق‌و‌برق و جواهرات گران‌قیمت غرق شوند.

 در قصر زندگی کنند و برای به دست آوردن قلب شاهزاده مکسونِ جذاب رقابت کنند.

ولی انتخاب شدن برای اَمِریکا سینگر یک کابوس است.

 خانه‌اش را به منظور شرکت در رقابتی تنگاتنگ برای به

 دست آوردن تاجی که نمی‌خواهد، ترک می‌کند و در قصری ساکن می‌شود

 که شورشی‌های وحشی پیوسته به آن حمله می‌کنند.

سپس امریکا، شاهزاده مکسون را ملاقات می‌کند. 

به تدریج درمورد تمام رؤیاهایی که برای آینده‌اش داشته، مردد می‌شود 

و به این نتیجه می‌رسد زندگی‌ای که همیشه در ذهنش تجسم می‌کرده

 به هیچ وجه با آینده‌ای که هرگز تصورش را هم نمی‌کرده، قابل قیاس نیست.

نظر من راجب این کتاب:

اولش که خلاصه این کتابو خوندم
 
پیش خودم فکر کردم اه بازم از اون داستانی پرنسسی کلیشه ای

خب واقعیت اینه که اصل این داستان خیلی کلیشه اییه

اما نویسنده طوری هیجان و عشق رو باهم امیخته که 

کلشیه ایی بودن داستان اصلا تو ذوق نمیزنه

حداقل برای من و چند نفر دیگه که این کتابو خوندن.

داستان طوریه که با خوشحالی کارکترا شما لبخند میزنید

از اشتباهاتشون احساس حماقت میکنید

و موقع شیطنتاشون یه حس قلقلک بهتون دست میده.
 
خب نقش اول زن این داستان

یعنی" امریکا" مثل  بقیه ی دخترای توی داستانا

خوشگله،با استعداده و خونگرمه

اما از یه خانواده درجه پایینه

خب تا اینجاش که مثل بقیه ی داستانا بود

اما توی کشوری که امریکا زندگی میکنه

یه رویداد بزرگ داره برگزار میشه

رقـــابــت انــتــخـــاب

رقابتی که توی اون 35 دختر از سراسر کشور انتخاب میشن

و برای ملکه ی اینده شدن تلاش میکنن

اصلا قضیه اینجوری نیست که این دخترا شمشیر دستشون بگیرن
 
و باهم مبارزه کنن.

اونا برای بدست اوردن قلب شاهزاده" مکسون "رقابت میکنن

اما امریکا با همه ی این 34 دختر یه فرقی داره

اون با خواسته ی خودش وارد این مسابقه نشده

و هیچ علاقه ایی به ملکه شدن نداره.

چـــــرا؟؟؟

شاید کس دیگه ایی توی قلب امریکا باشه

کسی که قلبشو بدجوری شکسته اما امریکا هنوزنسبت بهش یه احساسایی داره

امریکا بدجوری توی دوراهی قرار میگیره

اون فقط میتونه یک نفرو انتخاب کنه

خب اگه کنجکاوید چه اتفاقی برای امریکا میوفته بهتره کتابو بخونید :)))

با همین یکذره اطلاعات از داستان فکر نکنید که تا ته قصه رو فهمیدید

اتفاقایی میوفته که حتی فکرشو نمیکنید :)



  


Hello :)))
خیلی وقت بود که اینجاها پیدام نبود
موقع امتحانا که درگیر بودم
یه هفته هم توی شُک تموم شدن امتحانا و ترس از گند زدنشون به سر میبردم
یه ماه دیگه هم که نصفشو خواب بودم
نصف دیگشو داشتم فیلم میدیدم ^*^
البت این وسطا یه کارای دیگه ای هم کردم که خیلی مهم نیس...
خلاصه اینکه دلیل نبودنم موجهِ °₩°
راستی اگه توییتر دارین منو فالو کنید
آیدیم~> PRS_MLK
اولش فکر میکردم که توییتر چیز مزخرفیه
اما بعدش نظرم عوض شد
بعد از اینجا توییتر دومین جاییه که میتونم حرفای دلمو بزنم بدون اینکه از قضاوت دیگران بترسم

+ یه مدت بود که به این فکر میکردم چرا با اینکه بازدید بالاس کسی کامنت نمیذاره
که به این نتیجه رسیدم با این چرت و پرتایی که من آپ میکنم حقم دارین که کامنت نذارید
پس تصمیم گرفتم علاوه بر خزعبلاتم 
یه بخش مفیدی هم توی وبم داشته باشم
که فیلم‌،انیمه،کتاب و آهنگ هایی که بع نظرم خیلی خوبع و باید یه بار امتحانشون کنیدو معرفی کنم:)
امیدوارم که خوشتون بیاد.
فعلااا♡





  


Hi
حتی حوصله ی سلام و احوال پرسی درست و حسابی هم ندارم
پس ببخشید :/
با نابود شدن سایت 8pic  وب منم کلا به فنا رفت
همه ی عکسای وبمو اونجا اپلود کرده بودم 
و یه جورایی باهاشون خاطره داشتم :(
سگ توروحش:(((

+ از اونجایی که فردا تعطیلم و پس فردا امتحان زبان دارم
میشه یه جورایی گفت که بی کارم...
یه جورایی که نه واقعا بیکارم :|||
البته چیزی که زیاده کار واسه انجام دادن
ولی خب کی حوصلشو داره...

بذارید یکم از معضلات فصل امتحانات واسه گشادای جامعه (یکی مثل خودم)
بهتون بگم...

 1- پدرو مادر گرامی به خاطر این که مثلا همه ی تمرکز یا حواستونو بذارین برای درس خوندن گوشیتونو ازتون میپیچونن
که اخرش به این ختم میشه که یه متن چرت و پرت دیگه رو ساعت 3 شب توی تاریکی با کلی غلط املایی تایپ کنید و بعدش توی وب اپ کنید (این اخراش راجب بنده صدق میکنه:|)
 خلاصه که درنهایت تنها کاری که نمیکنید تمرکز روی درساتونه.

2-برنامه ی کارایی که توی تابستون قراره انجام بدین هی توی مختون تکرار میشه و برای اینکه مطمئن بشین چیزی رو از قلم ننداختین به سامر بادیتون (summer buddy) یا همون رفیقی که میخوان کل تابستونو باهاش سپری کنید زنگ میزنید تا از درستی برنامه اطمینان حاصل کنید حالا بماند که 2 ساعت صرف حرف زدن راجب موضوعات دیگه میشه.

3- گل های روی قالیچه یکدفعه جذابیت خاصی پیدا میکنن به طوری که کتاب درسیتونو ول میکنید و مشغول شمردن گل ها و تحسین شور و ذوق هنرمندان ایرانی میشین.

4- به افق های دور دست خیره میشین و راجب این فکر میکنید که چه بلایی دارید سر زندگیتون میارین:|| .
*این سوال واسه خودم خیلی پیش میاد ولی جوابشو هنوز نیافتم:|*

5- به این فکر میکنید که در طول سال تحصیلی چه غلطی میکردین که حتی یکی از کلمه های کتاب و جزوه واستون اشنا نیست.

6- خوابتون میگیره.
*واسه خودم خیلی پیش میاد :/ *

7- به این فکر میکنید که : شاید بهتر باشه هروئین بکشم و معناد شم ،برم بیوفتم توی جوبی چیزی، اینجوری واسه جامعه مفیدترم.

8-دلتون بدجور یه فیلم و سریال یا انیمه ی باحال مبخواد
*برای من که زمانش فرقی نمیکنه فیلم دیدن واسه من مثل نفس کشیدن میمونه،بدون اون میمیرم :| *

اینا چیزایی بودن که تا الان به ذهنم رسیدن :|
اگه برای شما هم از این موردا پیش میاد بگید :)

دیگه حرف خاصی ندارم
خوب درس بخونید
واسم دعا کنید...
زیادم خرخونی نکنید خوب نیست :|
 
بـــــــــای 3>



  


سلام و از این حرفا :/
میدونم وقتایی که نباید اینورا پیدام بشه 
هی میام و چرت و پرت اپ میکنم :|
ولی خب دست خودم نیست
یه مرضی هست که بنده اخر هر سال تحصیلی 
موقع امتحانای ترم دوم دچارش میشم
اونم اینه که هی برنامه های و کار هایی که واسه تابستونی که پیشه روئمه میاد جلو چشم.
که ای کاش حداقل یکی از اون کاراو انجام میدادم
اخرشم تابستون امسلا مثه سالای دیگه
یه گوشه واسه خودم ولو میشم و اینقدر انیمه و سریال میبینم که کور بشم :|||
خلاصه که در این زمان هرکاری میکنم جز درس خوندن
اولین امتحانمم فیزیکه 
خلاصه که فاتحم خوندست
فردا صب مثلا میخوام برم کتاب خونه که بگم منم عاره و از این حرفا
ولی هههه اگه پشت گوششونو ببینن منم میبینن که بیخیال خوابم شدمو رفتم کتاب خونه 
تازه با اینهمه بدبختی یه استرسی تو وجودمه که میگه واس شهریور میتونی جبران کنی...
درطول سال اینقد خر زدم که الان نگام به جلد کتاب که میوفته حالم بد میشه
نتیجه گیری اخلاقی : در طول سال همه درسا رو به تخم چشمتون دایرت کنید 
همئن شب امتحان درس بخونید بسه :/

+ هی اوری بادی 
به کراش جدید بنده بنگررید :)))
کیوته بی اعصابه منه *--*
مدیونید اگه فکرکنید 32 چپتر مانگا رو روز قبل از امتحان نشستم خوندم
*اره لعنتی همین کارو کردم :| -_-
ولی خب ارزششو داشت :")
و باید اضافه کنم 
هی ایز ماین 
پس چشم بد نداشته باشید بهش 
همین :||



  

سلام :|||
و همانا که من زنده هستم 
اومدم که یه اعلام وجودی بکنم وبرم
حالا چقدرم که مهمه واسه شما :|
بالاخره اخرای سال شدو کم کم داریم به لحظات متبرک تابستون نزدیک میشیم
اما قبلش باید از یه هفت خوان رستم به اسم امتحانات پایان ترم،
که اگه لطف و مرحمت اوس کریم شامل حالمون بشه و شهریوری نشیم 
یگذریم.
اینجانب هم مثلا باید به خرخونی مشغول بشم مثلا
که نمیشه :/
نمیشه دیگه برادر من نـــمــیــشــــهـهههه...
اخر سالی دیگه مخم وقتی میرم طرف کتاب هی ارور میده...
خلاصه که اگر بار گران بودیم و رفتیم...

+ میدونید قضیه چیه؟ :|
همه ی بدبختبایی که میکشم به خاطر این حافظه ی داغونمه
یه جلبکم حتی حافظش بیشتر ازمنه
اولش که رمز ایمیلموگم کردم
بعدشم اینستام 
الانم دیدم هرچی به مخم فشار میارم رمز وبم یادم نمیاد
باور کنید اگه چندوقت کسی اسممو صدا نزنه
اسم خودمم یادم میره :||

+خدایی وبم بدجوری خاک گرفته بود طفلکی :)
 


  

بعد یه قرن اومدم :/
سلام :|
عیدتون مبارک
البته هنوز عید نشده ولی از اونجایی که حوصله ندارم واسه تبریک عید یه پست جدا بذارم و از این لوس بازیا از الان تبریک میگم به همتون ؛)
این مدت که نبودم کلی اتفاق افتاد که الان که اومدم بنویسمشون همش یادم رفت :|||
فراموشی گرفتم :-/
عید دیدنی و مهموناییای ما که از الان شروع شده -__-
الانم  کنار مهمونامون نشستمو اینجا دارم پست میذارم :/
و اره لعنتی دارم با گوشی لعنتیم پست میذارم-__-
با نت لعنتی تر ایرانسل▪~▪
از مهمونیای خانوادگی بدجور متنفرم-__-
همبازی بچه گیام که سه سال ازم بزرگتره و شوهر کرده و با خانواده شوهرش اومدن خونمون =/
اصن یه وضعیااا  :|||
نصف پستم همش غرغر شد :))
زندگی لعنتی ماست دیگه...
چقد از واژه لعنتی استفاده کردم :|
جا داره یه بار دیگه هم بگم چقد از مهمونیای فامیلی بدم میاد -_-

+ در انتظار فیلم دانکریک هری و البوم لیام فسیل شدم :/
اصن جاست لویی ^_^
موزیک ویدیو جاست هولد آن*__*♡

+عاشق این انیمم 
یکی از انیمه های مورد علاقمه *___*
Kamisama hajimemashita

+ دلم واسه تابستون تنگ شده :"(

حرفام تموم شد 
تا بعد... :-|






  


غذا: هرچیزی که خوشمزه باشه 

نوشیدنی سرد: ایس لاته 

نوشیدنی گرم: قهوه اسپرسو
شوخی کردم بابا از چیزای تلخ متنفرم:|
کاپوچینو رو دوس میدارم ^_^

میوه: انار 

هوا: ابری

موجود: تک شاخ شایدم ادم فضایی

یک چیزی تو آسمون: ستاره =/

فیلم ایرانی: بارکد

فیلم خارجی: the fault in our stars.Divergent.Sherlok.notbook.dead pool.dictator زیادن خلاصه

سنگ: فیروزه

سریال ایرانی: هوش سیاه . خدایی تنها سریال ایرانیه که دوس دارم

سریال خارجی:Arrow . The falsh .big bang theory. Teen wolf

انیمه مورد علاقه: Noragami . Boungo stray dogs .psycho pass.Tokyo ghoul.nanbaka. kamisama kiss.Balck butler.Yuri on ice

کارتون: Storks جدیدترین کارتونیه که دیدم :|

کتاب: اتش دزد.هری پاتر.siz of crowds.بابالنگ دراز.غرور و تعصب. احضارگر

خواننده ایرانی: سیروان و زانیار خسروی.یاس.دایان

خواننده خارجی:1D.Zayn.Sia.Adele.Selena.Halswy.Maroon5

رنگ: ابی.یاسی. درکل همه رنگا رو دوس دارم

شهر:لندن :") توکیو‌.سئول.لس انجلس

کشور: انگلستان.ژاپن.کره جنوبی

بنآ:برج پیتزا :|||

آهنگ ایرانی: حرف مردم.دوست دارم زندگی رو .بد شدم

آهنگ خارجی: هرچی خواننده های مورد علاقم خوندن+Be somebody+7years
شخصیت انیمه ای مورد علاقه: یاتو. دازای.یوری و ویکتور.توموئه.سباستین

شخصیت کتاب:هری پاتر:)

شخصیت کارتون: مینیون^_^

شخصیت فیلم: اولیور کویین.استایلز استیلینسکی.شرلوک

حیوان: اسب

ماشین: بوگاتب

گل: رز سیاه*_*

تیپ: همه مدلی

سبک زندگی: امم مثه هری پاتر ، خعلی دوس دارم برم هاگوارتز :)

عنصر: زنون یاد زین میوفتم:)))

قدرت: مبارزه با استراتیژی

بازیگر ایرانی: شهاب حسینی

بازیگر خارجی:دیلان اوبراین
سوالیم درمورد خودم داشتید بپرسید حتما جواب میدم :)3>


  

سلام ؛)
چه خبرا؟
فک کنم یه ماهی شده پست نذاشتم :/
درسا و امتحانا بدبختم کردن:"|
شما با امتحانای ترم چه میکنین؟
من که امتحان میدم و میام خونه مثل خرس قطبی میخوابم:|
بعضی وقتام بعد امتحان با دوستام میپیچونیم میریم دریا
دبیرستان اونقدرم بد نیست :)

+ اهنگ be somebody از thosand foot krutch 
رو توصیه میکنم گوش بدین
من که یه مدته عاشقش شدم
جایی متن و ترجمشو ندیدم بعد امتحانا ترجمه میکنم میذارم ^_^

+دارم یه سریال کره ایی میبینم خعلی باحاله*₩*
اونم وسط امتحانای ترم :|
اسم سریالش Moon loversـه
اگه به سبک درام علاقه دارید ببینیدش حتما ^_^
(شمام اگه سریال خوب میشناسید معرفی کنید)
دیه حرفی ندارم :|
فعلا ~_~



  



Hiiii :*
اوضاع و احوالتون چطوره؟ :)
هعی روزگار ما که میگذرد...
اثرات مدرسه ها داره پدیدار میشه هیچکس پیداش نیست>.<
این درس و مشق کی میخواد دست از سر ما برداره؟ :/
دارم روز شماری میکنم واسه 26 ابان *_*
تولد دوستمه ^_^
از اونجایی که دیگه تو مدرسه هم دیگه رو نمی بینیم دلم واسش خیلی تنگ شده :(
البته هفته پیش با هم رفته بودیم لب دریا و کلی حال کردیم
واس خودمون ولی بازم هیچی جای تیکه پرونیای وسط کلاس
تقلبای توی امتحان،چرت زدن توی کلاس ریاضی و کپی کردن مشقا از روی همو نمیگیره :")

+تا حالا شده وسط یه جلسه امتحان باشی و یه اهنگ
هی توی ذهنگ تکرار بشه؟
امروز سر امتحان ریاضی اهنگ هی تو زانیار و mercy شان مندس
هی تو ذهنم اکو میشد:|
عاخه لامصبا ولم کنید دارم امتحان میدم خیر سرم:||
یه بارم سر امتحان ریاضی ترم دوم نهم
اهنگ perfect واندی توی سرم ریپلی(replay) میشد
کم مونده بود تو برگم بنویسم
baby Im perfect for you
اخرشم بیخیال شدم برگمو دادم :|
ولی خداروشکر خوب دادم امتحانمو :)

+ اوج بدبختی یعنی توی جمع خانواده نشسته باشی

یهو خالت بپرسه راستی پرنیا چند سالته؟ :||
داییت از اونور بگه 18 سالشه
مامان بزرگت بگه نه بابا این 10 سالشه
مامانت بگه نه کلاس دهمه 14 سالشه
توام این وسط در حالی که داری توی افق محو بشی بگی من 16 سالمه :||
خودم میدونم پرورشگاهیم :|||

+ کارتون big hero 6 رو کی دیده؟
واقعا عالیه من که عاشقشم ^__^
اگه ندید حتما نگاش کنید :)

+ بالالاالالالاا^_^
(کسایی که کاتونو دیدن متوجه منظورم میشن )


  



قیافه ی من سر کلاس شیمی :/
 
+ بدبختی یعنی 5شنبه ها هم باید بری مدرسه -_-

Bungou stray dogs


  

سلوم^_^
با بدبختیای مدرسه چطورین؟ :|
هعی بگذریم...
مهر هم با تموم سختیاش تموم شد
خدا کنه بقیه ی سال همینطوری زود بگذره...

+چند روز پیش تولد خواهرم بود 
8 سالش شد ^__^
رفته بودیم اسباب بازی فروشی تا براش کادو بخریم
وقتی اسباب بازیا و عروسکارو دیدم یهو دلم خواست برگردم به بچگیام :|
تا بتونم یه بار دیگه با خرگوشای پشمی و خرسای چاقم بازی کنم
یا به خاطر یه عروسک جدید کلی التماس کنم 
با خودم فکر کردم چقد زود گذشت
چیشد که اینقدر بزرگ شدم
مگه قرار نبود همیشه دختر لوس و ننر مامان بابام بمونم
البته یکم برای فک کردن به این چیزا واسم دیره 
مثلا 16 سالمه -.-
ولی از درون همیشه یه دختر 4 ساله میمونم :)

+اخر هفته با 4تا از دوستام رفتیم تاتر
کلا یه اوضاعی بود @_@
ما ردیف اخر نشسته بودیم
من و یکی از دوستام که همش در حال تیکه انداختن و مسخره بازی بودیم
یکی دیگه که فقط تو گوشیش بود
فقط یه نفرمون مثله ادم نشسته بود نگاه میکرد:|
اخرشم رفتیم با بازیگرا یه گپی زدیم و سلفی دسته جمعی گرفتیم
درکل خیلی حال داد ^__^
هر از گاهی ادم به این تفریحا و دل خوشیا نیاز داره :)

+به نظرتون مزخرفترین درس چیه؟
صددرصد امادگی دفاعی :|
با منم بحث نکنید :|||

تا سخنی دیگر بدرود :|
همون بای :/ ^_^

 



  


?Hey whats up
بالاخره یه تعطیلاتی شد :|
برای من که 5شنبه هام باید برم مدرسه الان مثه بهشته :|||
قبلا کلی برنامه ریزی کرده بودم که این 3 روز بشینم کلی درس بخونم
ولی الان همش توی نت و پای لپ تاب بودم -__-
اصن عاشق برنامه ریزی هامم :/

+ کی سریال big bang theory رو دیده؟
خیلی باحاله خدایی ^_^
اگه از سریالای طنز امریکایی خوشتون میاد حتما ببینیدش
اصلا تنها دلیلی که هنوز دارم فیزیکو پاس میکنم این سریاله :|||

+ بابام رفته قناری خریده 
از ساعت 5 صبح تا 9 شب میخونه 
نمیذاره ادم یه خواب درست و حسابی داشته باشه
به مامانم میگم برو پسش بده میگه این قناری بیشتر از تو برامون فایده داره
کلا عاشق محبت مادرانشم :|
خودم میدونم سرراهیم :||||

+ ایندفعه از بیکاری اهنگ Who از زینو ترجمه کردم
اهنگ واقعا عــالـــیــــه *__*
من خودم اهنگشو خیلی دوست دارم ^__^ 3>
برای دانلود اهنگ ~> بـکـیـلـیـک
ترجمه هم ادامه مطلبه ^_^




  *ادامه مطلب و ترجمه اهنگ*

  ...


(: I Need somebody to Hold me like this

+کارتونشو بهتون پیشنهاد نمیکنم :|
خیلی مزخرفه -_-


  


HI GUYS ^__^
دیگه از مدرسه چیزی نمیپرسم چون کاملا معلومه چه خبره :|
امروز ما زنگ اخر دبیر نداشتیم واسه همین گفتن شرتونو کم کنید برین :|
ساعت 11 رسیدم خونه 
الانم که دارم برای اینکه از حفظ کردن جدول تناوبی فرار کنم اینجا پست میذارم :)
مثلا قرار بود موقع مدرسه اینجا سَرو کَلَم پیدا نشه 
ولی بیشتر از تابستون دارم پست میذارم :)))
برم اسفند دود کنم :||

+ خوشحالی یعنی قبل از خواب بری اینستا
و اینو ببینی ~> کــیـــلــیــک
و با لبخند بخوابی :)))
زین بهترین خواننده ی سولو 2016 شده :))
خعلی بهت افتخار میکنم زین ^__^

+ زنگ تفریح تو کلاس نشسته بودیم
یه دفعه شنیدم یکی داره میگه جواد مالک
زین جواد مالک 
من یه دفعه از جام پریدم ببینم کی داره راجب زین میحرفه
دیدم بقیه یه جوری نگام میکنن :||
منم به روی مبارک خودم نیوردم گرفتم نشستم :||

+من پـــــآنـــــــدا دوست *__* 3> 

+ راستی محرمم تسلیت میگم 
محرمو تسلیت میگن دیگه نه؟؟؟ :/




  


هـــای ^__^
بالاخره هفته اول مدرسه ها تمومید -___-
همین اول کار من خسته شدم
حدودا 154 روز دیگه هم باید مدرسه رو تحمل کنیم :||
تا الان بیشتر دبیرامونو دیدم 
فقط یکی شونو ندیدم اونم دبیر دینیمونه
یه ضد حالی که خوردم این بود که ما 5شنبه ها هم باید بریم مدرسه -_-
اونم دو زنگ پشت سر هم شیمی داریم :|
من از شیمی بدم میاد-_____-
دیروز دبیر شیمیمون مجبورمون کرد توی زنگ تفریح جدول تناوبی حفظ کنیم
بعدشم دوبار امتحان گرفت ازمون :/
یه بار داشت درس میداد منم پوکر فیس :||| نگاش میکردم
 یهو اومد با سر ماژیکش شترق زد به پیشونیم (حالا شترقم نه اروم زد :))) )
البته باید اضافه کنم دبیرمون مَردِه :|
دبیرای درسای : ادبیات،جغرافیا و فیزیکمونم مَردَن :|
کلا.... :|||

+ نایل خیلی خیلی یهویی اهنگ و موزیک ویدیو داد بیرون

THIS TOWN

واقعا یهویی بود :|
ولی عاشق اهنگشم :))
عکس بالا هم مالِ ویدیوشه ^__^

اینقده خر ذوق شدم که نشستم خودم اهنگو ترجمه کردم ^__^
ترجمش ادامه مطلبه :)) بکیلیک
کپی نکنید لطفا

+دلم برای دوستام تنگ شده :"(

+ خدایا خودش هفته ی اینده رو به خیر بگذرونه :|||








  متن و ترجمه اهنگ THIS TOWN .

سلام
مدرسه ها چطوره؟
:Pهمین اول کار ضد حال زدم بهتون
من که خیلی امیدی بهش ندارم :|
ولی مهر برام خیلی خوب شروع شد
1مهر که با دوستام رفتیم بیرون
اولش رفتیم کافی شاپ(همون امیر شکلات کلا من اونجا رو خیلی دوست دارم :دی )
3نفر بودیم اما من اندازه دونفر خوردم :]
  کیلیک<~یه ایس لاته و یه میلک شیک شکلاتی
 اونجام کلی خوردم :|KFCتازه بعدشم رفتیم 
دوستامم هی فحشم میدادن 
میگفتن تو که اینقدر میخوری چرا چاق نمیشی ^_^ :)))
2مهر با خیلی یهویی داییم بلیط یه جشنو داد
 کیلیک<~جشن 19 سالگی گروه تاتر تی تووُک
اونجام خیلی حال داد 
کلی اهنگای شاد محلی خوندن ^__^
بعدشم دوباره رفتم امیر شکلات :||||
کلا منو ول کنن همش اونجام :))
صاحبش بهم گفت عه دوستات نیستن تنهایی ایندفعه
یعنی کلا سرویس کردیم منو دوستام اونجا رو :)) ^_^ 
3 مهر رفتم مدرسه
نصف کلاسمون ج....دن :||||
با یکی فعلا گرم گرفتم :|
دبیر جغرافیامون یه مرد باحالیه :)
با این که جغرافی رو دوس ندارم ولی دبیرشو دوست دارم 
4مهر دبیر زیستمون درس داد
دبیر امادگی دفاعیمونم درس داد و گفت جلسه بعد امتحان میگیرم :||
یکی نیست بگه تو چی میگی این وسط -__-
فردا هم قراره دبیر یاضی و زبان و ادبیاتو ببینیم :||
خدا کنه دبیر ریاضیمون خوب باشه
من همینجوری از ریاضی دل خوشی ندارم -__-
اگه دبیرش مثه سالای قبل مزخرف باشه ... -_-

+ یه تاپ و شلوارک طرح جنگی گرفتم خیلی باحاله :)))
ولی میپوشمش بابام بهم میگه سرباز وطن :|

+ عجب پست مقدسی :))
85 3>
همینا دیگه
فعلا :)


  

خب بروبچ چیزی به شروع مدارس نمونده-_-
دیگه خیلی کم میام نت:/
ولی شما زیر همین پست وقتایی که اپ کردین نظر بذارید
 تا من وقتایی که اومدم بدونم به وب کی سربزنم 

+ چند وقت پیش کتابامو گرفتم
واقعا مزخرف بودن
اصلا وقتی بهشون نگاه میکنم سردرد میگیرم :|
چه برسه که بخوام بخونمشون :|||||
زیستمونو که اصلا نگو...
اومدن کلماتشو عوض کردن
معادل فارسی گذاشتن برا اصطلاحات
مثلا به جای نورون باید بگیم یاخته :|||
امسال قرار پودر بشم انگار :| -_-

+یادش بخیر قبلنا شب قبل 1مهر
وقتی که که میخواستیم بریم مدرسه
از ذوق مانتو فرم و کفش وکیف جدید خوابمون نمیبرد
وقتی میرسیدیم مدرسه با یه لبخند گنده میدویدیم سمت دوستامون
یه نیمکت پیدا میکردیم و برای بهترین دوستمون جا میگرفتیم
سر صف صبگاهی یا چرت میزدیم یا با پشت سریمون حرف میزدیم
دوستایی که بهشون قول دادیم تا همیشه باهم بمونیم
 و بعد یه مدت ازشون هیچ خبری نداریم
وقتایی که با دقت رنگ امیزی میکردیم و کلی مواظب بودیم که از خط نزنه بیرون
 و اخرش یکی بهت میخورد و دستت خط میخوردو نقاشیت از خط میرون میزد  
زنگای تفریح... لی لی بازی کردنامون... 
حالا که فکرشو میکنم چقد زود گذشت...

+ خدا کنه با همین سرعتی که تابستون گذشت
پاییز و زمستون هم تموم بشه :/

حرفام ته کشید :)
پس تا یه مدت دیگه 
خدافظ ^_^




  

 صفحه هــا: 1 2 3 4 5